نوشتههايي كه دغدغههاي روزمرهام را ميپوشانند. شايد ناخواسته عاملي باشد تا بلكه از شر در ذهن ماندن و از خوردن آن «آهسته و در انزوا» در امان دارد.
در اين بخش ديدگاهها، در بارهي سياست در منطقهاي به نام «ايران» نوشته شده و ميشود. نه اصراري بر درستي ديدگاهها هست و نه انگيزهاي براي قبولاندن آنها به كسي.
نمایش گزینه ها...
هر انساني وراي جنس و باور و نژاد و رنگ و ... حقي دارد كه هر روزه به حكم مصلحتانديشي ديگران ناديده انگاشته ميشود. گفتن و نوشتن در اين باره شايد راهي براي پاسداشت آن باشد
نمایش گزینه ها...
صلح آرزوي ديرپايي هست كه هر مكتب و فلسفهي ريشهداري دنبالش بوده، از توتالتاريسم گرفته تا بوديسم و ... درسته كه حكومتهاي فاشيستي صلح رو لگدمال تماميتخواهي خودخواهانهي كردند اما در دور دست دنبال حكومتي يكپارچه بودند كه صلح جزئي از اون هست.
نمایش گزینه ها...نامهی حاضر نامهی جمعی از کنشگران آنلاین و مدیران و گردانندگان تارنماها و وبنوشتهای حامی جنبش سبز هست.
سال ۸۴ وقتی بهم پیشنهاد دادن که توی کنشگران کار کنم خیلی فک میکردم یه جایی هست مثل بقیهی جاها و یه کاری مثل بقیهی کارها. اما این جوری نبود. یه محیطی بود برای آدمهای حرفهای. برای کسانی که دغدغه داشتن. برای کسانی که دنبال فعالیت توی زمینهی جامعهی مدنی بودن.
ليالي از من خواست كه دربارهي سرمايهي اجتماعي بنويسم. خيلي سال پيش، توي يه گردهمآيي كوچيك، دوستي آماري رو از سال 80 ميخوند. اوضاع سرمايهي اجتماعي افتضاح بود. هميشه ميترسيدم كه پي قضيه رو بگيرم. فرار كردم و كردم تا اين كه امروز مجبور شدم پياش رو بگيرم. اين شد نوشتهاي دربارهي «سرمايهي اجتماعي». البته بد نيست كه نوشتههاي صادق و علي رو هم بخونيد.