ليالي از من خواست كه دربارهي سرمايهي اجتماعي بنويسم. خيلي سال پيش، توي يه گردهمآيي كوچيك، دوستي آماري رو از سال 80 ميخوند. اوضاع سرمايهي اجتماعي افتضاح بود. هميشه ميترسيدم كه پي قضيه رو بگيرم. فرار كردم و كردم تا اين كه امروز مجبور شدم پياش رو بگيرم. اين شد نوشتهاي دربارهي «سرمايهي اجتماعي». البته بد نيست كه نوشتههاي صادق و علي رو هم بخونيد.