يك‌شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۴۲ علي نيكويي گاه‌نگار
چاپ PDF
يك سال پيش بود. بعد كلي دوري از دوستان و خانواده برگشتم. علي امتحان داشت. نتونستم ببينمش. مامان اينا هم مهمون داشتن. بايد منتظر مي‌موندم كه همه‌ي مشكل‌ها حل شه. شد... بنا شد روز شنبه 14 آذر 1388 و يك روز پيش از عيد غدير بچه‌ها رو ببينم. يه قرار كاري داشتم كه رفتم بهش برسم اما...

دو نفر اومدن و بردنم. لحظه‌اي كه سوار ماشينشون شدم فهميدم كه خيلي چيزا رو از دست دادم، هر چند كه خيلي اصرار داشتن من رو قانع كنند كه چند تا پرسش هست و زود تموم مي‌شه. روزها و شب‌ها گذشت. روزهاي خيلي زيبايي رو از دست دادم:

  • عاشورا، كنار كسايي به باد رفت كه غمشون، غم نون بود. اون‌جا بودن چون بيش‌تر از اون چيزي كه بايد رو مي‌خواستن و درد اين جا بود كه نه از راهش، كه از بي‌راهه.
  • مرگ آيت‌الله منتظري رو توي سلولي شنيدم كه هميشه روشن بود.
  • حمله‌ي مشتي وحشي به خونه‌ي آقا سيد علي محمد دستغيب رو با بدن كوفته و سر شكافته‌ي طلبه‌ها و فرمانده‌ي جانبازي ديدم كه تمام درخواستش از زندان‌بان يه قرآن و زيارت عاشورا بود تا به بعد از 8 سال جان‌فشاني لقب روضه‌خون بهش بدن.
  • 22 بهمن رو با بازپرسي گذروندم كه با افتخار آمار نجومي بازداشتي‌ها رو مي‌گفت.
  • تاسوعا رو تو اتاق دادستاني گذروندم كه من رو كشونده بود تا بفهمونه دست‌نشونده‌ي آمريكا هستم و اون داره به جامعه و كشورش خدمت مي‌كنه و من خيانت.
  • تولدم رو با كسي گذروندم كه افتخارش هرزگي و باج‌گيري و شرارت بود و البته كشتن 21 مامور نظامي.
  • كنار كسي وقتم رو از دست دادم كه خودش رو فعال سياسي مي‌دونست و به خاطر عشق به وطن!! ميليون ميليون پول از رضا پهلوي مي‌گرفت و جالب اين كه 4 تا جمله رو پشت سر هم تكرار مي‌كرد.

نمي‌گم كه دانشگاه، كار و خيلي چيزاي ديگه رو به جرم داشتن حق آزادي بيان از دست دادم چون توي فضايي كه بعد از انتخابات درست شد، انتظاري غير از اين نمي‌رفت. سخته كه با 1000 بدبختي به جايي برسي كه فكر مي‌كني يه نقطه‌ي صفر هست اما يه سري آدمي كه «فرق بين كلم و بروكلي» رو نمي‌دونن بيان و به زور بهت بگن كه تو منظورت از گفتن «كاش آينده‌نگرانه تصميم مي‌گرفتيد» توهين به مقام شامخ رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت آيت الله سيد علي خامنه‌اي هست و 86 روز نگه‌ات دارن چون تو حاضر نيستي قبول كني كه فرقي‌است بين كژفهمي شما و دل‌سوزي من.

از اون‌جا بيشتر مي‌گم. درد دوستاني كه توي زندان (صابر عباسيان و علي تارخ) و بازداشتگاه (زينب بحريني) هستند بيشتر از يادآوري اين خاطره‌ها هست.

خواندن مانيفست وب‌نوشت نم‌نم شما را در درك به‌تر نوشته‌ها ياري مي‌رساند.
مي‌توانيد نوشته‌هاي نم‌نم را از خوراك وب (خوراك وب نم‌نم | namnam feed) نيز پي بگيريد. Twitter | Flickr | Google | YouTube | Facebook | FriendFeed | Yahoo

افزودن پيام

شما در بيان نظر و عقيده‌ي خود آزاد هستيد و مادامي كه به كسي توهين نكنيد پيام شما بي هيچ كم و كاستي منتشر خواهد شد.


كد امنيتي
بازنمايش


+ | - | مانيفست نم‌نم
URL: http://www.namnam.ir/گاه‌نگاري/گاه‌نگاري.html