شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۳۰ علي نيكويي گاه‌نگار
چاپ PDF
دیگه شعر نمی‌نویسم.... خسته شده از همه چی. از تو از خودم. از کار. از درس. از زندگی. حتا از انتظار بارون. هر روز می‌رم دانشگاه، بر می‌گردم. می‌رم، می‌آیم.... کار کسل کننده‌ای هست. امروز داشتم با تو حرف می‌زدم. استاد یه نگاه سخت به من کرد. از من خواست که گورم رو گم کنم. اجازه نداد سر کلاس بمونم.... حتا استاد هم تحمل دانشجویی مثل من رو نداره، چه برسه به تو...

نوشته شده در تاريخ 24 آبان 1389: اين همون كلاس «توابع مختلط» بود با دكتر اميد ربيعي كه به شكل فجيهي به من نمره‌ي 8.5 داد و من براي نخستين بار توي طول تحصيل يه درس رو افتادم.
من و استاد هم‌زمان وارد كلاس شديم. حتا من چند ثانيه زودتر رسيدم. تا وسايلش رو گذاشت رو ميز. رو كرد به من و گفت: «آقاي نيكويي! ان‌شاالله جلسه‌ي بعد». منم كه حوصله نداشتم (و البته اين آدم بي‌منطق‌تر از اين بود كه به اعتراض من توجه كنه، چه برسه به قبول) بدون هيچ حرفي وسايلم رو برداشتم و رفتم بيرون. اين اتفاق كل دانشگاه رو پر كرده بود كه اميد ربيعي يه دانشجو رو اون شكلي از كلاس انداخته بيرون. شايد انتظار داشت كه برم حداقل بپرسم چرا ولي من اون روزا توي يه فاز ديگه‌اي بودم.

خواندن مانيفست وب‌نوشت نم‌نم شما را در درك به‌تر نوشته‌ها ياري مي‌رساند.
مي‌توانيد نوشته‌هاي نم‌نم را از خوراك وب (خوراك وب نم‌نم | namnam feed) نيز پي بگيريد. Twitter | Flickr | Google | YouTube | Facebook | FriendFeed | Yahoo

افزودن پيام

شما در بيان نظر و عقيده‌ي خود آزاد هستيد و مادامي كه به كسي توهين نكنيد پيام شما بي هيچ كم و كاستي منتشر خواهد شد.


كد امنيتي
بازنمايش


+ | - | مانيفست نم‌نم
URL: http://www.namnam.ir/گاه‌نگاري/گاه‌نگاري.html