ننوشتن و نوشتن توي اين روزا خيلي برام فرقي نداره. فكر كنم ديگه نتونم دست به قلم بشم و بنويسم، ياد روزاي خوبي كه چند روزه يه مجله توليد ميشد و قلم بندهي ذهني بود كه سوداها داشت به خير...
صادق جم خواسته كه «در شب یلدا، هر کس که وبلاگ دارد، مطلبی شاد بنویسد» و من هم تصميم گرفتم در راستاي نوشتن خاطرههاي زندان، يه خاطرهي خوب از شب يلداي 1388 بگم.