دست‌نوشته‌ها

پنج‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۴۴ علي نيكويي كتاب
چاپ PDF

اين روزها هم مثل بقيه‌ي روزها هست. يك اتفاق مهم افتاد: تونستم از خرابه‌اي به نام دانشگاه بيرجند فارغ‌التحصيل بشم و اتفاق خوب ديگه اينه كه دارم مي‌رم شيراز. توي مسير برگشت از بيرجند سخنراني‌اي گوش دادم به نام «شيعه علوي و شيعه صفوي»، از سخنراني‌هاي دكتر شريعتي. جاهايي از سخنراني، من رو به وجد آورد. خواندن يا گوش دادن اين سخنراني رو به هر كسي پيشنهاد مي‌دم. كاش انقلابي‌ها، پيش از انقلاب مي‌شنيدند تا شايد اتفاق‌هاي بد پس از انقلاب كه تا امروز هم ادامه داره رخ نمي‌داد. حالا هم اين رو به همه پيشنهاد مي‌دم به همه‌ي كنشگران جنبش سبز تا وقتي كه جنبش به نتيجه رسيد تكرار اشتباه نكنيم...

 
پنج‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۲۶ علي نيكويي سياسي
چاپ PDF

اين كه تو اين مملكت گل و بلبل ما هر چيزي يه دليل بي‌ربطي داره، درست... اين كه هر كاري تهش به سياست مي‌رسه، درست... اين كه يه روزي، يه عده‌اي، سر يه چيزي، با يه عده‌ي ديگه ممكنه دعواشون بشه، درست... اين كه يه جايي، يه كسي، يه چيزي بگه هم درست... اما چرا 13 آبان؟

 
يك‌شنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۸ علي نيكويي حقوق بشر و صلح
چاپ PDF

«ايران: سخت‌گيري را تمام كن» نام يه اعتراض جهاني هست به اعمال خشونت عليه مردم در ايران كه يه موسسه‌اي به نام آواز اون رو ترتيب داده. اين موسسه مي‌خواد نامه‌اي با امضاي يك ميليون نفر رو به سازمان كنفرانس اسلامي بفرسته. تا الآن كه 163123 نفر اون رو امضا كرده اند يعني چيزي حدود 16%. پس شما هم اگه مخالف اين خشونت‌ها هستيد مي‌تونيد به اين جمع اضافه بشيد و به اين رفتار غير انساني اعتراض كنيد.
براي امضاء از اين اين‌جا اين كار رو انجام بدين.

 
سه‌شنبه ۰۲ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۶ علي نيكويي شعر گون
چاپ PDF

هاي! زيبا...

مراقب لطافت دستانت باش

به هنگام هم‌نيشيني با ماه...

مراقب سپيدي گونه‌هايت باش

به هنگام گفتگو با خورشيد...

هاي زيباي من! زيبا!

من نه خورشيدم و نه ماه

من منم. نه،

«من نه منم»...

 

رومي مي‌سرايد:
خواجه مگو که من منم، من نه منم، نه من منم          گر تو توئي و من منم، من نه منم، نه من منم

عاشق زار او منم، بي دل و يار او منم          يار و نگار او منم، غنچه و خار او منم

لاله عذار او منم، چاره ي کار او منم          بر سر دار او منم، من نه منم، نه من منم

باغ شدم ز ورد او، داغ شدم ز گرد او          لاف زدم ز جام او، گام زدم ز گام او

عشق چه گفت نام او، من نه منم، نه من منم          دولت شيداي او منم، باز سپيد او منم

راه اميد او منم، من نه منم، نه من منم          گفت برو تو شمس دين، هيچ مگو ز آن و اين

 

JPAGE_CURRENT_OF_TOTAL

<< ابتدا < پيشين 1 2 3 4 5 6 بعدی > پايان >>

+ | - | مانيفست نم‌نم