پنج‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۴۴ علي نيكويي كتاب
چاپ PDF

اين روزها هم مثل بقيه‌ي روزها هست. يك اتفاق مهم افتاد: تونستم از خرابه‌اي به نام دانشگاه بيرجند فارغ‌التحصيل بشم و اتفاق خوب ديگه اينه كه دارم مي‌رم شيراز. توي مسير برگشت از بيرجند سخنراني‌اي گوش دادم به نام «شيعه علوي و شيعه صفوي»، از سخنراني‌هاي دكتر شريعتي. جاهايي از سخنراني، من رو به وجد آورد. خواندن يا گوش دادن اين سخنراني رو به هر كسي پيشنهاد مي‌دم. كاش انقلابي‌ها، پيش از انقلاب مي‌شنيدند تا شايد اتفاق‌هاي بد پس از انقلاب كه تا امروز هم ادامه داره رخ نمي‌داد. حالا هم اين رو به همه پيشنهاد مي‌دم به همه‌ي كنشگران جنبش سبز تا وقتي كه جنبش به نتيجه رسيد تكرار اشتباه نكنيم...

«من هرگز با بطالت پدرم بيعت نخواهم كرد»
قصه، قصه‌ي به قدرت رسيدن علوي‌ها با استقرار حكومت صفويان هست. شريعتي به زيركي به مقايسه‌ي خواستگاه و ديدگاه و روش و منش و مرام و ... اونا پيش و پس از به قدرت رسيدن مي‌پردازه. يه چند تا قسمتش رو كه خيلي برام جالب بود رو با كمي تغيير –به خاطر خارج كردن از زبان محاوره‌اي- بخونييد و بيانديشيد و حسرت بخوريد و درس بگيريد:

 

تشيعي كه حالت «انتقامي» به وضع موجود حاكم داشت حالا يك رسالت تازه دارد و اون حالت «توجيهي» هست. عالِم شيعي [شريعتي تعريف خاصي از عالِم داره كه منظورش همون عالِم هست] كه همواره از تماس با قدرتمندان پرهيز داشت و همواره اصطلاح معمول شيعي «ظلمه» را براي قدرتمندان داشت، حالا اين شخصيت –كه پرهيز داشت از تماس با ظلمه- به سادگي هم‌كار و هم‌دست و هم‌نشين اين قدرت‌ها مي‌شود و اين در نظر عموم هم بد نيست. درست است كه اين حاكم فاسد است و حاكم «صفوي» اهل هر فرقه‌اي هست اما اين مانع نمي‌شود كه جامعه و وجدان شيعي [صفوي] نتواند تحمل كند كه يك روحاني بزرگ [شريعتي براي روحاني هم تعريف خاصي دارد]، يك عالم بزرگ و باتقوا و نابغه‌ي شيعي -مثل شيخ بهايي كه از مفاخر ماست- با او هم‌كار و همراه است. جامعه‌ي [صفوي] اين دو چهره را در كنار هم مي‌پذيرد و تحمل مي‌كند؛ چرا؟ براي اين كه اين فرد، اين حاكم در عين حال كه مثل خلفا زندگي مي‌كند و مثل خلفا حكومت مي‌كند اما «حب علي» را در دل دارد و اين همه چيز را توجيه مي‌كند و انتقام حسين را مي‌گيرد... روايت است [با عصبانيت مي‌گويد كه روايت به خدا منسوب است] كه «محب علي» در بهشت است ولو آسي من باشد و «مبغض علي» در دوزخ ولو مطيع من باشد. اين هم يك آسي بر خداست ولي محب علي است بنابراين مبراست و در بهشت جاي دارد. دو دستگاه است. يكي دستگاه خدا و يكي دستگاه علي. نه تنها دو تا هست بلكه با هم رقابت هم دارند و نه تنها رقابت هم دارند بلكه دستگاه علي هميشه برنده است و خدا هميشه بازنده. تمام آن همه تراز و عدل و قيامت و همه، هيچ... اين «حب» مثل يك مايع اسيدي همه را مي‌خورد و مي‌برد، حتا بالاتر... مگر نمي‌گويد كه اين گناه مي‌كند، آلوده است، خيانت مي‌كند؟ [پس چه مي‌شود؟] اين يك اصل است كه هر كه ولايت مولا علي را داشته باشد، سيعات و بدي‌هايش به حسنات و خوبي‌ها تبديل مي‌شود. پس محب علي اگر آدم زرنگي باشد از پليدي و خيانت و گناه غفلت نكند تا مايع‌هاي بيشتري براي تبديل كردنش به حسنات جمع كند.

 

يه جايي توي بحث‌ها شريعتي شروع مي‌كنه به گفتن تفاوت‌هاي بين «شيعه‌ي علوي» و «شيعه‌ي صفوي». تفاوت «شفاعت» توي اين دو نوع انديشه رو بخونيد:

 

تشيع صوفي، «شفاعت» خاص را قبول دارد. به اين شكل كه علي، حسين، زينب، فاطمه يا ابوالفضل مرا شفاعت مي‌كند. چه جور؟ درست مثل آدم متقلب، دزد يا خيانت‌كاري كه پرونده‌ي سنگيني در دادگستري دارد اما يك قاضي كه او را دوست دارد (و حب او را در دل جا داده) يك جوري پرونده‌ي او را رفع و رجوع مي‌كند. بدتر اين است كه تمام پرونده‌ي جرم را تبديل به پرونده‌ي خدمت مي‌كند؛ بدهي آدم را تبديل به طلب مي‌كند.

 

يه جمله‌ي با حال هم داشت در مورد تفاوت «تقليد» در هر يك از اين دو انديشه:

 

در «تشيع علوي» تقليد حتا از عالم بزرگ [باز هم با تعريف خودش] هم حرام است.

پيام  

 
+2 # ای شادی ای آزادی ۱۳۸۸-۱۲-۱۰ ۱۶:۵۵
آقای علی نیکویی ،آزاد شدنتون رو به خودتون، دوستان و خانواده صبورتون تبریک میگم
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
-1 # علي ۱۳۸۸-۱۲-۲۲ ۰۶:۵۶
سپاس دوست گرامي :huh: هر چند كه تفاوت آن‌چناني بين بيرون و داخل نيست ;-)
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
+1 # علی ۱۳۸۹-۰۱-۱۹ ۱۷:۲۵
ای پایدار، ای نماد مقاومت و ایستادگی , آفرین و مرحبا خوب ایستادگی کردی روی حزب مشارکت رو سفید کردی تو باید عضو شورای مرکزی بشی نه دیگران بزدل
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
+1 # علي نيكويي ۱۳۸۹-۰۴-۲۶ ۱۸:۳۲
دوست عزيز من سال 1384 و بعد از انتخابات نهم از حزب مشاركت استعفا دادم و هيچ علاقه‌اي به همكاري با مشاركت حداقل توي شيراز نداشتم و ندارم. هر چند كه دوستاني خوبي دارم اون‌جا..
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
+1 # هادی ۱۳۸۹-۰۱-۲۱ ۲۰:۴۸
تو نباید عقب بکشی تو مقاومی تو الگوی مایی علی راست میگه
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
+1 # بنده خدا ۱۳۸۹-۰۱-۲۵ ۱۴:۰۶
آزاد شدنت مبارک باشد.
پیشنهاد میکنم دست از حماقت برداری و بگذار این چند صباح باقیمانده ازعمرت به آرامی بگذرد.اگر قرار بود تو و امثال تو بتوانید شرایط را بر وفق خودتان تغییر دهید که الان به خدا بودن هم راضی نبودید.
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
-1 # ناشناس ۱۳۸۹-۰۱-۲۵ ۱۵:۲۹
به گفته‌ي بنده خدا:
آزاد شدنت مبارک باشد.
پیشنهاد میکنم دست از حماقت برداری و بگذار این چند صباح باقیمانده ازعمرت به آرامی بگذرد.اگر قرار بود تو و امثال تو بتوانید شرایط را بر وفق خودتان تغییر دهید که الان به خدا بودن هم راضی نبودید.
[quote name="بنده خدا"]تا گوسفنداني مثل تو در اين مملكت زندگي ميكنند بايد هم وضع ما بهتر از اين نشه.
من هم پيشنهاد ميكنم كه تو خفه شي و چرت و پرت نگي
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
+1 # بنده خدا ۱۳۸۹-۰۱-۲۶ ۰۷:۵۲
قرار نبود به همدیگه توهین کنیم!
حالا که اینطوره پس جوابتو مثل خودت میدم:
در مرام ما گوسفندان رسمه که چوپان جلو راه میفته و ما دنبالش ولی در مرام خران رسمه که چوپان یا پشت سر آنها راه میفته یا سوارشان میشه و مدام با ترکه به کون و کپل آنها میزنه تا از مسیر دلخواه چوپان منحرف نشوند.
از بعد از انتخابات هم مد شده که چوپان قایم شده و خران هم چون صاحب ندارند شده اند عین خران جاده امامزاده داوود.
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
+1 # نم نم خودم ۱۳۸۹-۰۱-۲۶ ۲۰:۰۵
از اين كه آزادي‌ام رو تبريك گفتيد ممنون و از اين كه منو لايق توهين دونستيد هم تشكر مي‌كنم اما اين كه به ديگري توهين كنيد برام قابل هضم نيست.
لطفن ادب رو رعايت كنيد، اين رسم گفت و گوي منتفدانه نيست دوستان! اينا رو هم بايد گفت؟؟؟
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
+2 # آقای قلی اجاقلو ۱۳۸۹-۰۲-۱۳ ۱۳:۴۱
درود
آخه عنصربی خا صیت توکه چیزی بارت نیست واسه چی دوربرمیداری؟ زیادزر زر نکن دهن سرویس شده
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
-1 # علي نيكويي ۱۳۸۹-۰۴-۲۶ ۱۸:۲۳
حق با شما هست. من عنصر بي‌خاصيتي مثل من نبايد حرف بزنه... متاسفانه فرصت نشد و شرايطش پيش نيومد كه تمام دينم رو به اعتقادات و كشورم ادا كنم
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
+1 # آقای قلی اجاقلو ۱۳۸۹-۰۲-۱۳ ۱۳:۵۷
داریم در روایت (از امام صادق علیه السلام) که فرمودند: هر زمان که پرچم های سیاه از خراسان به راه افتاد به سویش بشتابید ولو با سینه خیز رفتن روی برف. سپس امام می فرمایند: آگاه باشید که آنها (سپاه خراسانی) یاران حضرت مهدی (عج) هستند و زمینه سلطنت جهانی او را فراهم می سازند.
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
0 # علي نيكويي ۱۳۸۹-۰۴-۲۶ ۱۸:۳۱
حديثي هست از حضرت امير كه مي‌فرمايند:
كمر مرا دو گروه شكستند، عاقلان بي‌دين و دين‌داران بي‌عقل
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
+1 # ندا ۱۳۸۹-۰۴-۲۶ ۱۲:۴۲
خیلی به صابرمی گفتم کارهای افرطی نکن صحبتات تحریک کننده است برات بد میشه اما حرف گوش نمیکرد یادمه همش در جوابم می گفت ما بیشماریم همین کاراشو دوست نداشتم دنبال دردسر بود خوبه حالا بهت بگن قهرمان... گفتم بیا برا هم زندگی کنیم نه برای به به و چه چه دیگران.. آدمو سگ بگیره اما جو نه !!!
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
-1 # علي ۱۳۸۸-۱۲-۲۲ ۰۷:۰۳
1- من نمي‌دونم صابر چي كار كرده اما اگه اون رو هم مثل من بي‌دليل گرفته باشن و بخوان يه چيزي بهش بچسبونن اين حرف شما خارج از انصافه...
2- از اين كه گفته ما بي‌شماريم كه شكي نيست. توي سراسر دنيا آدم‌هاي زيادي بودند و هستند و خواهند بود كه دنبال مردم‌سالاري و احقاق حق بشر و صلح و ... هستند
3- فكر نمي‌كنم كه «قهرمان» بودن افتخاري باشه. افتخار اينه كه كسي اعتقادي داشته باشه و پاش وايسه و اگه به اين نتيجه رسيد كه اشتباه، خودش رو اصلاح كنه.
4- با تيكه‌ي «فتم بیا برا هم زندگی کنیم نه برای به به و چه چه دیگران» و «آدمو سگ بگیره اما جو نه» موافقم اما فكر كنم درباره‌ي صابر صدق نمي‌كنه.
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
-1 # فاطمه گوهر آگین ۱۳۸۹-۰۷-۱۲ ۰۹:۵۱
:kiss:
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
+1 # سیدوحید ۱۳۸۹-۰۹-۰۷ ۰۹:۵۴
چرا متن کتاب را کامل نقل نمی کنید تا همه بدانند.
چرا نمی گویید شریعتی در قسمت شفاعت به پیامبر خدا که خداوند او را دارای خلق عظیم می داند تهمتی ناروا می زند که در برابر یک انسان فقیر چهره را عبوس کرده است؟
چرا به حضرت نوح تهمت نفهمی می زند که کلام خدا را نفهمید؟
آیا می شود کسی مثل شریعتی مطلبی را بفهمد ولی پیامبر خدا آن را نفهمد؟
چرا آیات را تحریف معنوی می کند؟
آیا شیعه علوی دست به تحریف آیات می زند؟
چرا بدون تبحر در علوم اسلامی در آن اظهار نظر می کرد؟
اگر قرار است هیچ عاملی باعث نجات انسان گناهکار نشود پس توبه برای چیست؟آیا شریعتی برای خدا هم تصمیم می گیرد؟
سری به این وبلاگ بزنید تا انحراف او را در زمینه شفاعت ببینید.
www.hemmatema.blogfa.com
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
-1 # علي نيكويي ۱۳۸۹-۰۹-۱۳ ۲۰:۱۵
سيد وحيد عزيز!
اين كه چرا متن كتاب رو كامل ننوشتم كه فكر كنم مشخصه، چون بنا نيست همه‌ي كتا رو بنويسم. اما اين كه اين همه به ايشون نقد داري و متن كاملي رو هم توي وب‌نوشتت نوشتي خيلي خوبه. خوندم و جوابت رو دادم. اين‌جا هم خيلي كوتاه بگم كه از نظر من «شريعتي مسائل اجتماعي رو در قاب دين نمي‌بينه بلكه دنبال راه‌كار ديني براي اونا هست»
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 
 
+1 # Guest ۱۳۸۹-۰۹-۱۳ ۱۲:۴۲
نه شاه (...)نه شاپور
پاسخ | پاسخ به هم‌راه نقل قول | نقل قول | اين پيام را به مدير گزارش دهيد
 

افزودن پيام

شما در بيان نظر و عقيده‌ي خود آزاد هستيد و مادامي كه به كسي توهين نكنيد پيام شما بي هيچ كم و كاستي منتشر خواهد شد.


كد امنيتي
بازنمايش


+ | - | مانيفست نم‌نم
URL: http://www.namnam.ir/blog/درباره‌ي-كتاب.html