سه‌شنبه ۰۲ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۶ علي نيكويي شعر گون
چاپ PDF

هاي! زيبا...

مراقب لطافت دستانت باش

به هنگام هم‌نيشيني با ماه...

مراقب سپيدي گونه‌هايت باش

به هنگام گفتگو با خورشيد...

هاي زيباي من! زيبا!

من نه خورشيدم و نه ماه

من منم. نه،

«من نه منم»...

 

رومي مي‌سرايد:
خواجه مگو که من منم، من نه منم، نه من منم          گر تو توئي و من منم، من نه منم، نه من منم

عاشق زار او منم، بي دل و يار او منم          يار و نگار او منم، غنچه و خار او منم

لاله عذار او منم، چاره ي کار او منم          بر سر دار او منم، من نه منم، نه من منم

باغ شدم ز ورد او، داغ شدم ز گرد او          لاف زدم ز جام او، گام زدم ز گام او

عشق چه گفت نام او، من نه منم، نه من منم          دولت شيداي او منم، باز سپيد او منم

راه اميد او منم، من نه منم، نه من منم          گفت برو تو شمس دين، هيچ مگو ز آن و اين

افزودن پيام

شما در بيان نظر و عقيده‌ي خود آزاد هستيد و مادامي كه به كسي توهين نكنيد پيام شما بي هيچ كم و كاستي منتشر خواهد شد.


كد امنيتي
بازنمايش


+ | - | مانيفست نم‌نم
URL: http://www.namnam.ir/blog/شعرگون.html