تو رفتی و من حاضر نیستم منتت رو بکشم. حاضرم تمام این عذابا رو تحمل کنم ولی این کار رو نکنم. مسخره هست٬ نه؟ حاضر نیستم رو رفتارای اشتباهت صحه بذارم٬ هر چند که تقصیر من کمتر از تو نیست... همیشه فکر میکردم که تو منو تحمل میکنی ولی نکردی... فکر میکردم اگه اشتباه کنم یا راهی رو اشتباه برم تو بهم میگی تا اصلاحش کنم ولی نگفتی... از ماست که بر ماست...
امروز زندگی من و تو تموم شد. همراه پاییز. فصل زیبای خدا هم تموم شد. من می رم. تو هم رفتی. اصلاً وداع عاشقانهای نبود...
خیلی دوست دارم بازم با هم باشیم ولی به غرور تو برمیخوره که برگردی. به من هم. هر چند فکر میکنم که ...
بیخیال دوستت دارم عشق جاوید... برای همیشه... به اندازهی تمام نداشتههام... تا ابد...