| باران من |
|
|
|
| دستنوشتهها - شعر گون |
| سه شنبه ، 17 مهر 1386 ، 21:30 |
|
باز هم برای تو که همیشه دوست داشتنی هستی
**** دیشب خواب تو را دیدم به وسعت باران بودی: آبی روان شفاف
دستان مرا [که همیشه غرق خواهشند] گرفتی به خانه ات دعوتم کردی ولی مرا راهی به آن جا نیست... قلب سرخ می خواهد و روح بارانی
من همین جا پشت همین در طلایی در این پاییز رویایی می مانم تا تو باز رخ بنمایی ای باران من... |












